سبكهاى ناسالم رفتارى ما

ذهنيت محافظ بی تفاوت:

همه ما در كودكى در برابر شرايط تهدید آميز سه واکنش فرار، تسليم شدن و يا جنگيدن را نشان می دهيم. اما متاسفانه اين رفتارها آنچنان عادت گونه مى شوند كه در بزرگسالى هم در برابر ناكامى و تهديدها همچنان همان واكنشهاى اوليه  ناسالم را از خود بروز مى دهيم.
۱- تسلیم شدن :
افرادى كه سبك رفتارى آنها تسليم است معمولا دربرابر ناكامى و اتفاقات ناگوار چنين رفتارهايى از خود نشان مى دهند:
- در انزوا و لاك تنهايى خود فرو رفتن
- گريه كردن زياد
- تلاش و تقلا براى راضى نگه داشتن طرف مقابل

- خود انتقادگرى و خود سرزنشگرى زياد
و... شما در برابر ناكاميها و شكستها، منفعلانه رفتار مى كنيد، نه از آن فرار مى كنيد و نه با آن شرايط مى جنگيد.
 تسليم مى شويد.لذا درد هیجانى آن واقعه را بسيار بيشتر از اندازه آن اتفاق احساس می کنيد، و به شيوه اى رفتار مى كنيد كه انگار هيچ كارى از شما ساخته نيست. شما در دوران بزرگسالى به گونه اى به چالشهايتان نگاه مى كنيد كه انگار همان كودك ١٠ ساله هستيد كه هيچ كارى از او ساخته نيست!!!

۲- فرار و اجتناب :
سعی می کنيد طوری رفتار كنيد كه اصلا با هيچكدام از احساسات تلخ و درد آور خود رو در رو نشويد.
زندگى ناآگاهانه، انگار که اصلا مشكلى وجود ندارد. از فکر کردن راجع به تمام مشكلات و دردهاى زندگى خود فرار مى كنيد.
و راهكارهاى ناسالم زير را براى رو در رو نشدن با مشكلات و دردهاى خود بر مى گزينيد:
- خواب زياد
- ميهمانى و تماسهاى تلفنى زياد و خريدهاى غير ضرورى
- قهر كردن سريع و كناره گيرى از روابطى كه در آن مشكلى ايجاد مى شود.
- استفاده زياد از آرامبخش و مسكن
- مصرف زياد الكل يا مواد .
- پراشتهايى و پر خورى عصبى
- رابطه جنسى افراطى

و اينها راهكاريست براى فرار از حال بد!!
اما مشكلى را حل نمى كند، فقط مثل مسكنى موقتى در لحظه عمل مى كنند،چالشها همچنان پابرجا هستند و هر بار قويتر از قبل بروز مى كنند. وقتى عادت به فرار از مشكلات داريد مطمينا ترس و اضطراب شما نسبت به آن مشكل هر بار بيشتر و بيشتر خواهد شد...

و در برابر چالشها همچنان همانند كودكى ضعيف ،منفعلانه ظاهر مى شويم.

در ادامه سبكهاى مقابله اى به "ذهنيت محافظ بی تفاوت" مى رسيم.
این سبك نوعی کناره گیری روانشناختی محسوب می شود. افرادی که سبک  محافظ بی تفاوت را اتخاذ میکنند، از مردم کناره گیری می کنند و هیجان هایشان را نادیده می گیرند. تمام این راهکارها بدین منظور انجام می شود که فرد را از درد آسیب پذیر بودن محافظت کنند. این سبک مقابله ای شبیه زره یا دیوار محافظتی است که ذهنیتهای آسیب پذیر درون آن پنهان شده اند.كسانى که این سبک مقابله ای را بر میگزینند، ممکن است دچار احساس کرختی یا پوچی شوند. چنین افرادى ممکن است برای اجتناب از سرمایه گذاری عاطفی در زمینهٔ روابط و فرار از چالشهاى روابط به بدبینی تمام عیار یا کناره گیری روی بیاورند. رفتارهایی نظیر
- کناره گیری در روابط
- استقلال افراطی
- اعتیادهای خودآرامبخش نظير مصرف الكل و دارو و...
- خیالپردازی و...

بخشى از این سبک مقابله اى هستند.
در آخر اتخاذ  اين سبك رفتارِ بى تفاوت و كناره گيرى ،مى خواهد شما را از آسيبهاى حسى-عاطفى مصون بدارد اما اشكال كار اين است كه در نهايت شما را با يك احساس تنهايي و بی كسی رها مى كند و دلبستگى سالم شما را به زندگى و اطرافيانتان رو به روز مى كاهد.

در مرحله سوم بعد از  تسليم و فرار و اجتناب به سبك رفتارهاى تهاجمى و حمله گونه مى رسيم.

سوال؛
شما وقتى چالشى برايتان ايجاد مى شود، كداميك از اين رفتارها را انجام مى دهيد؛
- طلبكارى و ديگرى را مقصر جلوه دادن
- زورگويى و برخورد تند و خشن
- انتقام گيرى
- تحقير و توهين طرف مقابل
- غيبت و پشت سر حرف زدن
- غر زدن و سرزنش كردن
- با شوخى  كسانيكه از دستشان ناراحتيد را مورد تمسخر قرار دادن
- نگاهى به رفتارهاى خود بيندازيد، كداميك در شما غالب است؟
حال، نگاهى به رفتارهاى  خود بيندازيد
در لحظات خاص هيجان زدگى چه عكس العملى نشان مى دهيد؟؟

حامد حضرتى
روانشناس و رواندرمانگر